پایگاه مقاومت بسیج حضرت ولی عصر (عج)
 
پنجشنبه 26 مهر 1397 -

رای به سایت :
10
محبوب
صفحه نخست ›› حماسه و پایداری ›› حوزه 163 ابو حمزه ثمالی ›› پایگاه مقاومت بسیج حضرت ولی عصر (عج)
0
محبوب  
رای به خبر :
بوی بهـــــــــــــشت
بوی بهـــــــــــــشت

زندگینامه شهیددلاور مصطفی طالبی.
calendar
تاریخ : 1397/03/23 - 11:34

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج حضرت ولی عصر (عج)  حوزه 163 ابو حمزه ثمالی  ناحیه مقاومت بسیج الغدیر،

زندگینامه:

فرمانده شهید مصطفی طالبی در سال ۱۳۳۹ در خانواده ای مذهبی در شهرستان ملایر از توابع استان همدان دیده به جهان گشود.

پدرش  نانوا بود. مصطفی در شش سالگی وارد دبستان شد. او در سن ۱۰ سالگی با برادر خود محسن هر روز بعد از مدرسه به نانوایی پدر می رفت و مجبور بود تمام آرد فردای نانوایی را الک کند بعد از آن می بایست نانوایی و تنور را تمیز کند و حدود ساعت ۹ به خانه بر می گشتتند. و به درس های خود می رسیدند، با تمام این مشکلات تحصیلات خود را تا سطح دیپلم متوسطه ادامه داد.

در سال های قبل از پیروزی انقلاب، در جلسات مخفیانه مذهبی شرکت می کرد و در جریان انقلاب اسلامی در مبارزات خیابانی مشارکت فعال داشت و همزمان با تشکیل سپاه پاسداران  وارد سپاه گردید و با شروع غائله کردستان به مبارزه با ضد انقلاب برخواست. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های نبرد حق علیه باطل عزیمت کرد و تمامی مدت هشت سال دفاع مقدس را در جبهه گذراند و در عملیات های زیادی از جمله «مطلع الفجر، ثارالله، والفجر مقدماتی بدر، خیبر، رمضان، بیت المقدس، فتح المبین، والفجر ۲، والفجر ۴ و ۵، کربلای ۴ و ۵، والفجر ۸» شرکت داشت.

این شهید خود تعریف می کرد که در محاصره دشمن بودیم و تقریباً یک ماه از او بی خبر بودیم. روزی رادیو بی بی سی اعلام کرد یک مزدور ایرانی به نام مصطفی طالبی را به اسارت گرفته ایم. بعد یک ماه پدرم با لباس های خونی و کثیف و سوراخ سوراخ به خانه برگشت. وقتی جریان را پرسیدیم، گفت: ساکم با تمام اطلاعات محرمانه و اسامی بچه ها به آب افتاد و به دست نیروهای عراق رسید. آنها از حضور ما مطلع شدند و مدت یک ماه ما زیر آتش آنها بودیم، تا از سر ما دست برداشتند و رفتند. هر روز تعدادی از بچه ها روی پاهایم شهید می شدند بالاخره بچه های تازه نفس آمدند و ما نجات یافتیم.

آری آن وقت بود که تقریباً پیکر ۲۰ لاله به خون تپیده گردان مسلم را در ملایر تشییع کردند.

این شهید بزرگوار با مسئولیت های مختلف در جبهه حاضر می شدند از جمله مسئولیت های این شهید عبارت بود از: «معاونت فرمانده ای گردان ۱۵۱ مسلم ابن عقیل، فرماندهی گردان ۱۵۱ مسلم ابن عقیل، جانشین فرماندهی عملیات قرارگاه نجف، فرماندهی عملیات تیپ ذوالفقار، فرماندهی محور لشگر ۳۲ انصارالحسین، فرماندهی قرارگاه شهید کاظمی و آخرین مسئولیت ایشان فرماندهی عملیات لشگر ۴ بعثت بود.»

او با توانائی های علمی و عملی که از خود نشان داد موفق به گذراندن دوره دافوس فرماندهی و ستاد گردید.

وی در پاییز سال ۱۳۷۲ به شدت بیمار شد و به پزشکان مختلف مراجعه کرد و با اینکه می دانست شیمیایی است حرفی نمی زد. این حال ادامه داشت تا عید سال ۱۳۷۳ که به دکتر انصاری مراجعه کرد و این مراجعه چند روز ادامه یافت. دکتر انصاری از ایشان آزمایش مغز گرفت و سریعاً متوجه بیماری سرطان ایشان گردید و او را به تهران اعزام کرد. با وجود گذراندن شیمی درمانی و تحمل درد فراوان، هیچ گاه خم به ابرو نمی آورد و هر وقت از او می پرسیدم چرا تا به حال حرفی نزدی می گفت: این خواست خدا بوده چرا باید به شما می گفتم و شما را ناراحت میکردم؟

و بالاخره مصطفی به شهادت رسید. آخرین روز بهار سال ۱۳۷۴٫

کتاب “اینک شوکران ۳” زندگی شهید مصطفی طالبی به روایت همسر ایشان می باشد

قسمت هایی از کتاب:

1-مصطفی مکه بود که دوستش، رسول حیدری، در بوسنی شهید شد…

مصطفی چند روزی دیرتر آمد ملایر؛ ماند تهران برای برای مراسم شهید حیدری. تشییع و خاک سپاری ملایر بود، اما تهران هم مجلس ختم گرفته بودند. وقتی برگشت ملایر ولیمه دادیم؛ زنانه و مردانه جدا.

همه از من می پرسیدند :”پس این حاجی شما کجاست؟”

نبود. یا رفته بود بهشت هاجر یا مجلس ختم شهید حیدری

2-

مصطفی همیشه به شوخی و جدی قبر خالی کنار شهید تاجوک را نشان می داد و می گفت:”این جا را برای خودم نگه داشتم”

اما شب قبل برادرش شهید حیدری را در خواب دیده بود که می گوید:”فردا شب برای من مهمان می آید”

ما دلمان برای از دست دادن این عزیز وسایرعزیزان می سوزد لکن سعادتی از این بالاتر نیست و نمی شود که جوانی برود داخل میدان وشهید شود.من بارها گفته ام میدان بوسنی،جنگ اسلام وکفر تنها نیست بلکه از این بالاتر است،دروازه ورود به غرب واروپا است،آنجا مسأله اش بالاتر از جنگ عراق و ایران است.کسی که برود آنجا و محیط امن خانواده را رها کند مقامش خیلی بالاتراست. 
 

مقام معظم رهبری

 


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 19717
رضا شیرزاد